close
تبلیغات در اینترنت
عاقبت راهزنی که نماز میخواند!
شوق نماز
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


نماز نردبانی برافراشته در تمام طول عمر است تا بتوان شبانه روزی چندین بار و نه تنها در ساعتی مشخص- برفرازش رفت، بی واسطه با معبود سخن گفت و بی پرده با حبیب درد دل کرد. این وبلاگ در نظر دارد مطالبی درباره نماز در اختیار شما دوستان عزیز قرار دهد انشالله که مفید باشد. انشالله که در پیشگاه خداوندمتعال و حضرت ولیعصر (عج تعالی) مورد قبول واقع شود.
پروفایل مدير وبلاگ
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
خبرنامه


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجی
چقدر به خواندن نماز اول وقت اهمیت می دهید؟






مطالب با چه موضوعاتی بیشتر مورد استفاده شماست؟






امکانات جانبی
کانال شوق نماز در آپارات
لوگو مسابقه

کلیک کنید

مترجم سایت

شوق نماز

ساعت فلش مذهبی

ابزار ختم صلوات در وبلاگ

دزد نماز خوان

عاقبت راه زنی که نماز میخواند!

يكى از علماء از كربلا و نجف بر مى گشت ولى در راه برگشت در اطراف كرمانشاه و همدان گرفتار دزدان شده

و هر چه او و رفقايش داشتند، همه را سارقين غارت نمودند آن عالم مى گويدمن كتابى داشتم كه سالها

با زحمت و مشقت زيادى آن رانوشته بودم و چون خيلى مورد علاقه ام بود در سفر و حضر با من همراه بود،

اتفاقا كتاب ياد شده نيز به سرقت رفت ،به ناچار به يكى از سارقين گفتم من كتابى در ميان اموالم ...

نماز

داشتم كه شما آن رابه غارت برده ايد و اگر ممكن است آن رابه من برگردانيد زيرا بدرد شما نمى خورد  آن

شخص گفتما بدون اجازه رئيس ‍ نمى توانيم كتاب شما را پس دهيم واصلا حق نداريم دست به اموال بزنيم

  گفتم :رئيس شما كجا است گفت : پشت اين كوه جايگاه او است  لذا من به همراه آن دزد به نزد رئيسشان

رفتيم ، وقتى وارد شديم كه رئيس دزدها نماز مى خواند موقعى كه از نماز فارغ شد آن دزد به رئيس خود گفت : 

 اين عالم يك كتابى بين اموال دارد و آن را مى خواهد و ما بدون اجازه شما نخواسته ام بدهيم  من به رئيس

دزدها گفتماگر شما رئيس ‍ راهزنان هستيد ،پس اين نماز خواندن چرا؟ نماز كجا؟ گفت :درست است كه من

رئيس راهزنان هستم ولى چيزى كه هست انسان رابطه خود را با خدا به كلى قطع كند و از ياد خدا تماما روى

گردان شود،بلكه بايد يك راه آشتى باقى گذارد حالا كه شما عالميد به احترام شما اموال را بر مى گردانم . 

و دستور داد همين كار را كردند و ما هم خوشحال با اموالمان به راهمان ادامه داديم . پس از مدتى كه به كربلا

و نجف برگشتم ، روزى در حرم امام حسين عليه السلام همان مرد را ديدم كه با حال خضوع و خشوع گريه و

دعا مى كند وقتى كه مراديد شناخت و گفت :مرا مى شناسى گفتم : آرى گفت :چون نماز را ترك نكردم و

رابطه ام با خدا ادامه داشت ،خدا هم توفيق توبه داده و از دزدى دست برداشتم و هر چه از اموال مردم نزد من

بود،به صاحبانشان برگرداندم و هر كه را نمى شناختم از طرف آنها صدقه دادم و اكنون توفيق توبه زيارت پيدا كرده ام.

منبع

كتاب پاداشها و كيفرها.




نوع مطلب : داستان هایی از نماز، داستان های زیبا درباره نماز، داستان عاقبت دزد نماز خوان،
برچسب ها : عاقبت دزد نماز خوان، راهزن و نماز، داستان های زیبا درباره نماز، داستان هایی از نماز، داستان، کتاب عالم،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 51
تعداد بازدید مطلب : 701
جمعه 18 اسفند 1391 :: 19:18



موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب ارسالی : 107
  • تعداد کل کاربران : 76
  • بازدید امروز : 125
  • بازدید دیروز : 99
  • بازدید هفته : 125
  • بازدید این ماه : 3,160
  • بازدید سال : 30,379
  • بازدید کل : 295,657