close
تبلیغات در اینترنت
ساعت قرار!!!!!!؟؟؟؟
شوق نماز
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


نماز نردبانی برافراشته در تمام طول عمر است تا بتوان شبانه روزی چندین بار و نه تنها در ساعتی مشخص- برفرازش رفت، بی واسطه با معبود سخن گفت و بی پرده با حبیب درد دل کرد. این وبلاگ در نظر دارد مطالبی درباره نماز در اختیار شما دوستان عزیز قرار دهد انشالله که مفید باشد. انشالله که در پیشگاه خداوندمتعال و حضرت ولیعصر (عج تعالی) مورد قبول واقع شود.
پروفایل مدير وبلاگ
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
خبرنامه


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجی
چقدر به خواندن نماز اول وقت اهمیت می دهید؟






مطالب با چه موضوعاتی بیشتر مورد استفاده شماست؟






امکانات جانبی
کانال شوق نماز در آپارات
لوگو مسابقه

کلیک کنید

مترجم سایت

شوق نماز

ساعت فلش مذهبی

ابزار ختم صلوات در وبلاگ

قرار

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام!

دوستان عزیز

این دفعه می خوام در مورد یه قرار با هم صحبت کنیم.

هر کدوم ما وقتی که با یه شخص مهمی قرار ملاقات داریم، از دو ساعت قبلش حاضر می شیم،

خودمون رو مرتب می کنیم، تمرین می کنیم که چی می خوایم بگیم، و حتی نیم ساعت زود تر از

وقت قرار هم در محل تعیین شده حاضر می شیم تا راس ساعت مقرر خدمت برسیم.

خوب که تو زندگیمون رو بگردیم و نگاه کنیم می بینیم هر روز سر یه ساعت مشخصی با یه شخصیت

مهمی، که خیلی مهمه قرار داریم.

کسی که به من و تو عزت داده.

کسی که به من و تو سلامتی داده.

کسی که به من و تو شعور داده.

کسی که به من و تو خیلی چیزا داده.

ما هر وقت هر کی محبتی در حقمون بکنه تا عمر داریم یادمون می مونه و از هر فرصتی استفاده

می کنیم تا جبران کنیم.

حالا یکی که تو زندگی این همه به ما محبت کرده دور از انصافه که جواب محبتش رو ندیم.

اون شخص توی یک شبانه روز که ۲۴ ساعته فقط و فقط به ۱۷ دقیقه راضیه.

یک ساعت عاشقی مشخص کرده که تو اون ساعت منتظر من و توست!!!

......

ادامه

 

اره اون شخص خدای من و توست.

شماها که سر وقت به قرار عاشقانتون می رسید، خوش بحالتون. خیلی قدر بدونید.

اما یکی مثل من که وقت نماز میشه هزار تا کار یادش میاد

خیلی بی انصافیه! نه؟!

خدایی که قران خوندن و باهاش حرف زدن رو به خودم واگزار کرده که هر چه قدر

خواستی و هر وقت خواستی

یعنی روزی یه خط قران خوندن هم در توان من نیست؟!

یه خط معنی قران رو بخونم

وای! چقدر برام سخت میاد

تو تفسیر سوره اسراء چند تا ایه دیدم پشت سر هم در مورد والدین

به قدری ریز و دقیق به نکات اشاره کرده بود که انگار یه روانشناس خیلی متبحر داره حرف

می زنه و طریقه برخورد با والدین رو تدریس می کنه.

واقعا لذت بردم

هر چی به سرمون میاد به خاطر اینه که از نماز و قران دور شدیم.

شما رو نمی دونم اما من

من خدای خیلی خوبی دارم. خیلی خیلی خیلی بینهایت خوب

اما

در برابرش نه تنها بدم بلکه هیچ وقت هم سعی نکردم خوب باشم. خیلی هنر کنم یه کار

مثبتی هم که می کنم اینقدر بزرگش می کنم که بی مزه میشه.

در مورد نماز و قرار عاشقی می گفتم:

اره! اینا رو گفتم برای اینکه بگم: هر جا میریم از قبل قرار حاضریم.

از یه ساعت قبل هم راه میفتیم که حداقل سر وقت به قرار برسیم.

اما به نماز که می رسه

می زاریم الله اکبر اذون رو که گفتن تازه استین بالا می زنیم بریم وضو بگیریم.

در صورت اینکه من فکر می کنم انصاف این باشه الله اکبر اذون رو که گفتن ما هم الله اکبر نمار رو بگیم.

سر ساعت مقرر سر قرار حاضر بشیم.

دیر نکنیم.

در اتاق پزشک قهار رو سر وقت بزنیم.

امام صادق علیه السلام در واپسین لحظات عمر خود از اطرافیان می خواهند تا

همه اقوام و خویشان را دعوت کنند.

بعد از اینکه همه خویشان جمع شدند امام صادق علیه السلام می فرمایند:

شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی رسد.

می دونید سبک شمردن نماز چطوریه؟

با هر لباسی نماز خوندن.

با عجله نماز خوندن

دیر نماز خوندن.

غلط نماز خوندن

در مکان آلوده نماز خوندن.

ما برای یه بشر مثل خودمون چقدر احترام قائلیم. اگه خونمون بیاد بهترین ظروفمون

رو بیرون میاریم. برای مهمونمون اتاق پذیرایی جدا داریم

اگر سراغش بریم بهترین لباس رو می پوشیم. بهترین عطر و ادکلن رو می زنیم و

خلاصه بهترین ها رو جمع می کنیم.

اما برای افراد عادی هیچ وقت این کارا رو نمی کنیم.

برای نماز هم این کارا رو نمی کنیم.

با همون لباسی که تا دو دقیقه پیش تو آشپزخونه بودیم و با همون چادری که دم دست

گذاشتیم هر جایی میریم تندی رو سرمون میندازیم یه مهر هم از یه جایی گیر میاریم

می ایستیم به نماز٫

در صورتیکه وقتی نگاه به ساعت می کنیم و می بینیم تا چند دقیقه دیگه همسرمون از

راه می رسه حداقل یه شونه به موهامون می زنیم، یه لباس تمیز، با یه عطر خوشبو.

این حداقل کاریه که می کنیم.

برای همسرمون، برای دوستمون، برای محارممون همه این کارا رو انجام دادن نه تنها

خوبه بلکه حسنه هم داره. اما

اما چرا برای خدامون این کارا رو نمی کنیم.

اقایون بی زحمت دور بر ندارن

تک و توک تا حالا مردی رو دیدم که وقت نماز تر تمیز باشه.

با یه زیرپوش و یه شلوار جافی و تازه بعضیاشون هم جانماز رو می تکونن مهر توشو بر می دارن.

این مورد رو توی اقایون بیشتر دیدم.

هر روز صبح از خونه که میریم حتما جلو ایینه می ریم تا ببینیم گوشه مقنعه مون کج نباشه یا

یقه مون مرتب باشه. تازه اونایی هم که موی سرشون هم یه برنامه و تدارکات خاصی داره بماند

که نهایت دقت رو مبذول می کنن تا یه شاخه از جنوب شرقی به شمال غربی نره. اون وقت وقتی

خدا میگه مسح سر رو اینجوری بکشید، اینجوری وضو بگیرید، اینجوری نماز بخونید، می گیم: یعنی

اینقدر خدا سخت گیره؟!!!

خیلی خدای خوبی داریم.

اگه یه دوستمون یه بار خلف وعده کنه

چقدر از دستش ناراحت میشیم و به دل می گیریم.

اما

اما خدا چی می گه:

صد بار اگر توبه شکستی باز آی

و به برکت صلوات بر محمد و ال محمد

التماس دعا

یا علی

 

 




نوع مطلب :
برچسب ها : قرار با خدا، ساعت قرار، نامه ای درباره نماز، سر قرار چجوری میروی؟، شعر و متن زیبای نماز، نماز ستون دین، نماز، متن ادبی نماز، انشا نماز،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 35
تعداد بازدید مطلب : 281
چهارشنبه 08 آبان 1392 :: 13:38



موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب ارسالی : 107
  • تعداد کل کاربران : 76
  • بازدید امروز : 101
  • بازدید دیروز : 95
  • بازدید هفته : 444
  • بازدید این ماه : 3,513
  • بازدید سال : 20,596
  • بازدید کل : 295,887